روان شناسی

چند راه ساده برای به چالش کشیدن افکار منفی

خدمات تن دار نیک
  • مرجع آزمون های آنلاین رایگان
  • شخصیت، ازدواج، روابط، آسیب شناسی
  • فردی، شغلی، تحصیلی، سازمانی و ...
  • ارائه آموزش های صوتی و تصویری
  • ارائه مطالب علمی و روان شناسی
  • گروه سنی کودکان تا بزرگسالان

در مورد خطاهای شناختی صحبت های زیادی شده است. الگوهای فکری مخرب و نادرست که باعث غمگینی در شما می شود. یک جستجوی ساده در گوگل برای شما صدها مقاله در مورد خطاهای شناختی و نقش آنها در مشکلات روان شناختی می آورد ولی آیا تمامی این مقالات کاربردی اند؟ آیا این لیست بی پایان خطاهای ش ناختی را باید تماما به خاطر سپرد؟ غیر از این است که بسیاری از اینها باهم همپوشانی دارند؟

بگذارید موضوع را با یک مثال شفاف کنیم، یک نوجوان خجالتی و مضطرب را تصور کنید که در کنار دیگران ناراحت است و با خود فکر می کند که اگر من سر صف شعر بخوانم مردم به من می خندند و تحقیر میشوم و دیگر جرئت ندارم در مدرسه ظاهر شوم. در همین چند جمله چندین خطای شناختی وجود دارد مثل:

۱. با احساساتش فکر می کند (دلیل تراشی احساسی): اضطراب او باعث می شود تا باور کند که مردم به او می خندند.

 ۲. نتیجه می گیرد که خندیدن به او باعث میشود تحقیر شود( فاجعه سازی، پریدن به نتیجه، بزرگنمایی).

۳. تفکر سیاه و سفید، دیدن جنبه های منفی

با این همه، تحریف غالب او استدلال احساسی است. می توان گفت تقریبا این شیوه ای است که عموم مردم به آن دچارند: نتیجه گرفتن از روی احساسات و نه از روی حقایق.

با این همه سروصدای منفی که در سر افراد است چطور می توان منطقی برخورد کرد؟

آیا هیچ راه ساده ای برای جلوگیری از تخریب روانی توسط خطاهای شناختی وجود دارد؟ میشود جملات منطقی فوری در جواب این خطاهای شناختی داد؟ واقعیت این است که نمی توان یک طرز فکر چندین و چندساله را به سرعت تغییر داد. باید برای تغییرات اساسی باید زمان صرف کرد و تمرین زیادی داشت؛ اما دو جمله س اده وجود دارد که می توان به مراجع آموزش داد که در مواقع اضطراری از آنها استفاده کرد. جمله «نه این طور نیست» و «اصلا مهم نیست».

چند لحظه همین جا صبر کنید. هدف درمان ش ناختی رفتاری این است که فرد بتواند از افکار مخربش اینقدر فاصله بگیرد تا آنها را به چالش بکشد. سی بی تی به مراجع کمک می کند تا بتواند بجای واکنش های تکانشی ناشی از احساسات، با یک فکر منطقی در مقابل این افکار مخرب بایستد. با تکرار این کار، فرد یاد می گیرد تا اعتبار افکار منفی خود را بسنجد و پیامدهای منفی افکارش را به چالش بکشد.

 به مثال قبل برگردیم. همان نوجوانی که در مقابل جمع ش عر نمی خواند. اگر بتواند از ناراحتی کنونی اش فاصله بگیرد ممکن است قادر بشود تا افکار منفی و غیر منطقی خود را به چالش بکشد و برای آنها به دنبال شواهد منطقی بگردد. آیا واقعا قرار است همه به او بخندند؟ آیا انتظارش منطقی است؟ «نه این طور نیست». با گفتن این جمله می تواند به نتیجه بعدی برسد که:

اگر در صف شعر بخوانم، حتی اگر احساس بدی هم داشته باشم، کسی به من نمی خندد. درواقع بچه ها سر صف حواسشان به همه چیز هست جز کسی که شعر میخواند و حتی متوجه من نمیشوند». در حالت دیگر، ممکن است این نوجوان بتواند ترسش را بهتر به چالش بکشد تا اینکه احتمال مورد تمسخر و تحقیر واقع شدن را بررسی کند. ممکن است فکر کند که درست است که کسی به او نخواهد خندید ولی باز هم احساس ناراحتی خواهد داشت و در درون از خودش شرمنده می شود. برای به چالش کشیدن این فکر می توان از اینجا شروع کرد: «اصلا مهم نیست. درست است که شعر خواندن سر صف آزاردهنده است ولی باعث می شود افراد بیشتری مرا بشناسند و دوستان زیادی پیدا کنم». حتی ممکن است به خودش یادآوری کند که: «من از قدیم از روبرو شدن با آدمها گریزان بودم ولی تا همین امروز با موفقیت بهبه مدرسه رفتم و نمرات عالی گرفتم و هیچ وقت از خودم شرمنده نشدم». حتی می توان گفت که «حتی اگر هم احساس شرمندگی کنم، این احساس تا آخر عمر دوام ندارد چرا که من مدرسه ام به زودی تمام میشود و دیگر هیچ کدام از بچه ها را نمی بینم. پس هیچ احساسی تا ابد باقی نمی ماند». گفتن جمله اصلا مهم نیست می تواند کمک کند تا مراجع درک کند گاهی تجربیات بد اتفاق می افتند ولی دائمی نیستند.

 در نهایت، همه افراد در معرض تحریف های شناختی روزانه هستند. تمرین ارزشمند روزانه برای همه افراد می تواند به چالش کشیدن این افکار مخرب باشد. جمله «نه این طور نیست» و«اصلا مهم نیست» یک گام مستقیم و روشن در جهت تغییر این وضعیت است.

 

دکتر فرهنگ هلاکویی
منبع
ravanboneh
نمایش بیشتر

ریحانه نصر اصفهانی

کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

‫2 نظرها

  1. مشکلات خانواده شما می تواند بر همه زمینه های زندگی اعضای خانواده تأثیر بگذارد. شما و عزیزانتان ممکن است در کار بر روی کار ، مدرسه یا در تعامل روزمره با افراد دیگر مشکلی ایجاد کنید.

    وقتی احساس می کنید مشکلات خانواده شما برای رسیدگی بیش از حد بزرگ است – و بهتر نمی شوند – ممکن است زمان مراجعه به یک درمانگر خانواده باشد. او می تواند به شما در یافتن راه های جدید برای مدیریت مبارزات ، درگیری ها و چالش ها کمک کند.

  2. با افسردگی، لذت یا علاقه محدودی به فعالیت های روزانه و/یا خلق دائماً افسرده همراه است. به همین دلیل ، افرادی که افسردگی را تجربه می کنند ، اغلب با عدم مشارکت در فعالیت هایی که قبل از افسردگی انجام می دادند ، از زندگی عقب نشینی می کنند. چرا کسی بخواهد در فعالیتی شرکت کند که از آن لذت نمی برد؟
    یکی دیگر از علائم شایع افسردگی خستگی مفرط است. به تعبیر مراجعان، افسردگی مثل این است که مدام یک کوله پشتی پر از آجر را به دوش بگیرید و با خود حمل کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
error: