والدین

چگونه در انجام تکالیف به کودکان کمک کنیم؟

خدمات تن دار نیک
  • مرجع آزمون های آنلاین رایگان
  • شخصیت، ازدواج، روابط، آسیب شناسی
  • فردی، شغلی، تحصیلی، سازمانی و ...
  • ارائه آموزش های صوتی و تصویری
  • ارائه مطالب علمی و روان شناسی
  • گروه سنی کودکان تا بزرگسالان

ایجاد انگیزه در کودکان

«پسرم باهوش است، ولی موفقیت در مدرسه خیلی تلاش نمی کند. اکنون معلمش به ما می گوید که احتمال این خطر وجود دارد که فرزندتان در درسهای نمره ی قبولی را کسب نکند.»

«دخترم به جای اینکه بیشترین تلاش را برای کسب موفقیت در مدرسه داشته باشد تنها در پی این است که نمره ی قبولی را دریافت کند. هر وقت با او در مورد اهمیت دستیابی به رتبه ی بالا در بیرستان با او صحت می کنم، او صورتش را برمی گرداند و می گوید که این مسئله برای من اهمیتی ندارد و حوصله ام را سر می برد. برای من رد شدن از این مرحله کافیست.»

واقعیت این است که بیشتر کودکان انگیزه دارند ولی نه ان انگیزه ای که ما در ذهنمان می پرورانیم. ایا کودک شما هر سال مردود می شود- یا در حالی که شما می دانید که کودکتان می تواند نمره ی بهتری دریافت کند ولی همیشه نمره هایش پایین است؟ تاکید شما بر روی توانایی های کودک است، که او باید در مدرسه موفقیت بیشتری کسب کند. این مسئله که شما می دانید که چقدر مهم است که او بیشترین تلاشش را برای رفتن به دانشگاه انجام دهد و یا اینکه حداقل بتواند فارغ التحصیل شود شما را نگران و دیوانه می کند. شما به شدت در مورد آینده ی او نگران هستید، بنابراین شما برای تنبلی، بی انگیزگی و مسئولیت پذیری نبودن او نق می زنید. شما نمی دانید که چرا فرزندتان بیشترین تلاشش را نمی کند، در نتیجه شما هر چیزی را امتحان می کنید که در کودکتان ایجاد انگیزه کند. ولی هر چه شما بیشتر تلاش می کنید شرایط هیچ تغییری نمی کند بلکه بدتر هم می شود.

آیا بی انگیزگی فرزندتان شما دیوانه می کند؟

برای والدین دشوار است که بر روی شرایط تحصیلی فرزندشان سرمایه گذاری نکننند زیرا می دانند که شرایط تحصیلی برای آینده ی فرزندشان چقدر مهم است. از دیدگاه والدین احساس می کنیم که کودکمان نباید قبل از انجام تکالیفش زمانش را صرف دوستان و استفاده از لوازم الکترونیک کند. حقیقت این است که بیشتر کودکان دارای انگیزه می باشند، ولی انگیزه ی آنها به صورتی نیست که ما از آنها انتظار داریم. به این صورت مسئله نگاه کنید: فرزند شما قطعا انگیزه ی بالایی دارد و در مقابل چیزهایی که او را به هیجان می آورند هیچ تنبلی از خود نشان نمی دهدد، چیزهایی مانند بازی های ویدئویی، موسیقی، فیسبوک و خرید لباس های جین جدید. کاری که باعث می شود برای ایجاد انگیزه در کودک او را تحت فشار بگذارید، این کار همیشه شرایط را بدتر می کند.

باید درک کنید که کودک برای انجام بیشترین تلاشش نیاز است که انجام آن را ارزشمند بداند. و باید به مسئله به گونه ای نگاه کند که تلاشش برای زندگی خودش است- و تفکرش حتی به مانند یک بزرگسال باشد، شما ممکن است شما بدانید که باید تغذیه تان درست باشد، ولی دنبال کردن این هدف داستان دیگری است! به عبارتی دیگر کودکتان خودش اهمیت انجام بیشتری تلاش را درک می کند ولی یک سری شرایط خاص ممکن است سر راه او قرار داشته باشد (بیماری روحی یا جسمی، مشکل یادگیری یا مشکلات رفتاری، مسائل خانوادگی و سوء مصرف مواد مخدر و مسائلی از این دست.)

از دید برخی از افراد، همه ی افراد موفق در زمان درستی شرایطشان همراستا بوده است عواملی مانند انگیزه،، مهارت و نگرش که برای دستیابی به موفقیت با یکدیگر ادغام شده اند. ولی برای اکثر افراد، برای داشتن انگیزه و دستیبابی به موفقیت راه بسیار سخت و ناهموار است. زمانی که شما در مورد آن فکر می کنید، همه ی کودکان از معلمشان درخواست کمک نمی کنند، و همیشه تکالیفشان را سر موقع انجام می دهند، چیزهایی را که یاد گرفته اند هر شب دوره ی کنند و هر چیزی که باعث حواس پرتی انها از در رابطه با مطالعه شان شود را کنار می گذارند. همه ی این کارهایی که کودک انجام می دهد «عملکرد خوب اجرایی،» نامیده می شود، زیرا قسمت جلوی مغزشان رشد بیشتری کرده است. بخشی که نقش اساسی در موفقیت تحصیلی کودک دارد. این قسمت باعث تنظیم احساسات، افزایش توجه، اراده و انعطاف پذیری فرد می شود، عملکرد اجرایی کودکان در بسیاری از کودکان تا زمان بزرگسالی رشد نمی کند. به ویژه اگر شما به عنوان یک والد خیلی زود مسئولیت پذیر شده اید، ولی در حال حاضر شما کودکی دارید که مسئولیت پذیر نیست. تصور اینکه کودکتان تنبل، مسولیت ناپذیر و بی انگیزه می باشد برای شما دشوار است. البته، اگر شما این تصورات را در مورد فرزندتان دارید، شما به راحتی در مقابل تنبیلی های فرزندتان رنجیده خاطر، ناامید، عصبانی می شوید که باعث درگیری و جر و بحث با فرزندتان می شود. شما چقدر درگیری با فرزندتان اجتناب می کنید؟  ادامه ی مطلب را مطالعه کنید تا درک بهتری از این مسئله داشته باشید.

آیا شما در دام درگیر شدن با کودکتان گیر کرده اید؟ُ

  1. حفظ رابطه ی دوستانه با کودک باعث پذیرش و نگرش مثبت او نسبت به شما می شود. سعی کنید هم تیمی کودکتان باشید و علیه او بازی نکنید. این کار باعث می شود که شما بیشترین نفوذ را بر روی فرزندتان داشته باشید و مهم ترین ابزار برای والدین می باشد. تنبیه، موعظه، تهدید و تحت نظر گرفتن کودک راه به جایی نمی برد و رابطه ی شما با فرزندتان و به انگیزه ی نهایی کودک آسیب می زند. اضطراب، رنجوری و ترس شما طبیعی و قابل درک است. ولی عکس العمل هایی که در نتیجه ی این احساسات نسبت به کودکتان انجام می دهید موثر نمی باشد. به یاد داشته باشید، کودکتان نمی خواهید با کارهایش زندگی شما را خراب کند یا اینکه چون آنها تنبل هستند به درد هیچ کاری نمی خورند . زمانی که شما احساس می کنید که کاری را که باید انجام بدهید به اتمام رسانده اید به خودتان بگویید، «هنوز فرزندم آمادگی لازم را ندارد.» به یاد داشته باشید، وظیفه ی شما این است که به فرزندتان یاد بدهید که مسئولیت پذیر باشد. اگر شما رفتارهای منفی که ناشی از احساساتتان می باشد را بروز دهید، باعث می شود که فرزندتان مقابله به مثل کند و به جای اینکه خودش به این مسائل فکر کند در مقابل شما جبهه بگیرد.
  2. قوانین مشخصی را تعیین کنید. یکی از درس های زندگی این است که ما چیزهای خوب را در نتیجه ی انجام کاربه دست می آوریم. زمانی که ما هر روز پرتاب توپ را تمرین کنیم، شما می توانید توپ های بیشتری را داخل سبد بیندازید. شما زمانی حقوق دریافت می کنید که کارتان را انجام دهید. بنابراین گفتن چنین جملاتی مانند «وقتی که تو تکالیفت را انجام دادی می توانی به خانه ی گیوین بروی.» یا «وقتی که تو تکالیفت را کاملا انجام دادی می توانیم در مورد تماشای فیلمی که دوست داری تصمیم بگیریم». را تمرین کنید. این قوانین را به اجرا بگذارید و این قوانین را ادامه دهید. اگر فرزندتان نمی تواند طبق برنامه عمل کند و برنامه را پیگیری کند، با ادامه دادن این قوانین، شما به کودکتان کمک می کنید که مغزش را برای کارهایی که باید انجام دهد را آماده سازد، و ساختار مغزی را توسعه داده و فعال سازید.

چه برخوردهایی دارای موثرترین تاثیر می باشد.

  1. زمانی که شما از فرزندتان درخواستی دارید. زمانی که فرزندتان مطالعه ی کافی ندارد و نمی تواند به سطح بالاتر صعود کند، اگر از شما بخواهد یا خواسته ی او نباشد از او بخواهید که مطالعه ی بیشتری داشته باشد و تلاشش را افزایش دهد. همواره شما باید به کودک کمک کنید، فعالیت هایش را سازمان دهد و خودش کارهایش را انجام دهد. سازمان دهی می تواند شامل برنامه ریزی زمانی برای مطالعه، استفاده از کامپیوتر، «و استفاده نکردن از بازی های ویدئویی تا زمانی که تکالیف انجام شود.» باشد. شما ممکن است تصمیم بگیرید که فرزندتان چند ساعت را صرف مطالعه کند. در طول این زمان، استفاده از وسایل الکترونیکی یا چیزهایی که حواس کودک را از مطالعه پرت می کند ممنوع است. شما ممکن حتی این قوانین را پس از اینکه کودک تکالیفش را انجام داد ادامه دهید، کودک باید زمان مطالعه اش را با مرور، خواندن یا ویرایش کردن ادامه دهد. ممکن است شما قانونی ترتیب دهید که کودک باید یک ساعت و نیم مطالعه را داشته باشد، و از هیچ وسیله ی الکترونیکی استفاده نکند، و تنها وظیفه ای که به عهده ی او گذاشته اید را انجام دهد. کودک باید بداند که تمام کردن تکالیف یک تنبیه نیست بلکه این کمک به او برای انجام بهتر کارهایش و توجه و تمرکز بر روی مسائل مربوط به مدرسه اش می باشد. برخی از کودکان زمانی که به موسیقی گوش می دهن بهتر می توانند مطالعه کنند، ولی استفاده از وسایل الکترونیک یا ابزارهایی از این دست توصیه نمی شوند.
  2. کمک گرفتن از معلم. اگر کودکتان در رابطه با کارهایی که مربوط به سطح تحصیلی اش می باشد عادت نکرده و تعادلی در انجام وظایفش ندارد، شما می توانید با کمک گرفتن از معلمش و با حضور کودک برنامه ای برای او ترتیب دهید. کودک باید قبل از اینکه مدرسه را ترک کند به وسیله ی معلم مورد بررسی قرار گیرد که همه ی مطالبی را که به او یاد داده شده است را دریافت کرده است، و قبل از اینکه به مدرسه برود باید به وسیله ی شما چک شود که همه ی تکالیف و کارهایش در کیفش قرار داشته باشد. زمانی که کودک می تواند زمانش را مدیریت کرده، و تکالیفش را انجام دهد و قبل از امتحان بر روی مطالب مرور کند، زمان این است که شما کارهایش را به عهده ی خود او بگذارید.
  3. زمینه های مطالعاتی کودک را تشخیص دهید. ممکن است نیاز باشد زمانی که کودک در حال انجام تکالیفش می باشد در کنار او بنشینید و به او کمک کنید که انجام کارهایش را ادامه دهد. ممکن است کودک برای انجام تکالیفش نیاز به محیطی آرام به دور از سر و صدای خواهر و برادرش داشته باشد و یا اینکه برای انجام کارهایش نیاز به اتاقی مجزا داشته باشد. شما می توانید برای امتحان شرایط مختلف به کودک کمک کنید. ولی اول باید بفهمید که چه برنامه و سازو کاری بر روی او بهتر عمل می کند، و او را در حالت حفظ کنید. شما نباید تکالیف کودک را برایش انجام دهیدی، ولی شما می توانید در انجام تکالیفش به او کمک کنید و اگر با مطلب مشکلی مواجه شد سعی کنید که مطالب را برای او مرور کنید.
  4. به کودک استراحت دهید. با کودکتان بنشینید و برنامه ای را در تقویم مشخص کنید چه ساعاتی از روز کودک می تواند به استراحت پرداخته و وظایفی را که بر عهده ی اوست را انجام ندهد. شما می توانید به کودکتان یک تقویم بزرگ دیواری یا یک وایت برد بدهید. اگر شما توانایی مالی کافی دارید می توانید از یک مربی یا معلم سرخانه برای کمک به کودکتان بهره ببرید.
  5. با کودکتان مهربان ولی جدی باشید. بیشترین تلاشتان را داشته باشید که والدین مهربان، یاری گر، ثابت قدم و جدی، در برابر عمکردها و تنظیم کننده باشید. برای عملکرد های منفی کودکتان، سعی کنید که ده عملکرد مثبت را ایجاد کنید. سعی کنید به جای ابراز نگرانی و نق زدن تمرکزتان بر روی حمایت و دلگرمی دادن به کودک باشد. زمانی که شما بر این باور باشید که در مقابل عکس العمل های کودکتان مسئول هستید و نسبت به خروجی های او تاثیر گذار می باشد، شما برای کودک مشکل افرین می شوید و برخورد شما می تواند آسیب زننده و غیر موثر باشد.
  6. نداشتن انگیزه و داشتن اضطراب. تشخیص اینکه کودکتان چقدر بی انگیزه (یا مسئولیت ناپذیر) می باشد، می تواند به دلیل اضطراب یا شرمساری نسبت به وظایف تحصیلی و مسائل مربوط به تحصیلش باشد. اکثر افراد نسبت به انجام کارهای جدی دچار اضطراب می شوند و از مانند یک بیماری از انجام آن اجتناب می ورزند. ممکن است کودک نتواند دلیل این اتفاقاتی را که برای او رخ می دهد را برای شما توضیح دهند زیرا خودشان نیز از این مسئله باخبر و آگاه نیستند. این مسئله یک داستان معمول است. کودکتان به شما می گوید که تکلیفی برای انجام دادن ندارد در صورتی که او تکالیفی دارد که باید انجام دهد. این اتفاق می تواند باعث اضطراب شما شود. زمانی که شما نسبت به این اتفاق با داد و فریاد و انتقاد با کودک برخورد می کنید، کودکتان با دوری کردن و فاصله گرفتن از انجام تکالیفش و دوری کردن از شما اضطرابش را مدیریت می کند. در صورتی که یک کمی اضطراب می تواند باعث متوقف شدن توانایی و تفکر او می شود و بخشی از مغز کودک که مسئول ایجاد انگیزه در او است را متوقف می سازد. سعی کنید به این صورت فکر کنید که اضطراب کودک مانع انجام تکالیف او می شود نه تنبلی اش. وظیفه ی شما (و اینکه شما چگونه می توانید به کودکتان کمک کنید) این است که در مقابل اضطراب خودتان و کودکتان عکس العملی نداشته باشید.

آیا خانواده شما در یک حلقه ی اضطرابی گیر افتاده است؟

تشخیص این مسئله که احساس شرمساری، احساس کمبود یا اضطراب می تواند به دلیل تفسیر بدی باشد که از شرایط موجود دارد، و این شرایط باعث فقدان انگیزه، و مسئولیت ناپذیری کودک شده باشد. اغلب اوقات این احساسات آسیب زا می تواند عکس العمل هایی ماننذ خاموشی، اجتناب و ستیزه جویی نمود پیدا کند. به یاد داشته باشید اتفاقی که هم اکنون در حال رخ دادن است راهی متفاوت از رشد و بلوغ کودک را در پی گرفته است. به عبارتی دیگر، در طی یک ارتباط مثبت، به کودک کمک می کنید که نسبت به مسائلی که باید انجام دهد عادت کرده و خودش در مغزش ساختار و عاداتی به وجود بیاورد که نسبت به مسئولیت هایش جدیت داشته و خود به خود کارهایش را انجام دهد. و با استفاده از درک اینکه هم اکنون چه اتفاق بزرگی در حال رخ دادن می باشد خودتان را آرام نگاه دارید.

  1. انعطاف پذیری در زندگی را به کودک یاد دهید. به یاد داشته باشید که همیشه یک تصویر بزرگی از زندگی را در ذهن خود داشته باشید. به جای اینکه در مقابل سطح تحصیلی کودکتان برخوردی دیوانه وار از خود نشان دهید، به کودکتان کمک کنید تا با انجام فعالیت های دوستانه، فعالیت های فوق برنامه، یا کارهایی که می تواند به صورت داوطلبانه انجام دهد در زندگی اش انعطاف پذیری داشته باشد. فعالیت هایی را در داخل امور مدرسه کودک بگنجانید که برای کودک سرگرم کننده باشد.
  2. نگران آینده نباشید. زمانی که ما متوجه می شویم که کودکمان از هیچ چیزی لذت نمی برد، ما سریعا برای آینده ی او دچار نگرانی می شویم. زمانی که ما متوجه می شویم که فرزندمان به هیج چیز جز بازی های ویدئویی و دوستانش اهمیت نمی دهد، ما نگران می شویم که او نتواند موفقیتی در زندگی به دست بیاورد نتواند خودساخته شود. این اتفاق باعث اضطراب و ترس ما می شود. ولی واقعیت این است: که هیچکدام از ما گوی سحر آمیز نداریم و هیچ کسی نمی تواند آینده را پیش بینی کند. تمرکز کردن به فعالیت های منفی که کودکمان انجام می دهد تنها باعث می شود که ما این فعالیت ها را ببینیم و باعث شود که هم شما و هم کودک را درگیر کند. به جای آن بر روی ویژگی های مثبت کودکتان تمرکز کنید و توجهتان بر روی ویژگی های مثبتی باشد که در حال حاضر کودکتان داراست. آیا کودکتان نسبت به کمک به دیگران علاقه مند است، یا حیوانات را دوست دارد؟ توجه تان بر روی چیزهایی باشد که باعث رشد کودک می شود، موفقیت تنها در پیشرفت تحصیلی و بالا رفتن سطح تحصیلی نیست تلاشتان بر این باشد که کودکتان از نظر اجتماعی رشد کند و خلاق باشد و از لحاظ احساسی فردی پخته و رشد یافته باشد.

والدین غالبا در رابطه با عقب ماندن کودک از دیگر کودکان نگران هستند و به این دلیل با کودکان درگیر می شوند، ولی این کار هیچ چیزی را درست نمی کند. کودکان در یک دایره درگیری با سطح تحصیلی و کارشان در گردش می شوند. ولی اگر شما به عنوان والدین سعی کنید خودتان را ارام نگه دارید و درک کنید که این یک نگرش و شرایط بد برای کودکتان نیست و کودکتان فردی بی انگیزه نمی باشد و شما نمی توانید آنها را مجبور کنید که انگیزه پیدا کنند در این صورت است که شما می توانید متوجه شوید که کودک شما در چه شرایطی قرار دارد و می توانید در جاهایی که کودک نیاز دارد به او کمک کنید. به یاد داشته باشید که هدف شما باید متوقف کردن عکس العمل های منفی در مقابل کودک و حل مشکلات می باشد.

مترجم: نسرین بنی عباسی زاده

 

منبع
مقالات کانون مشاوران
نمایش بیشتر

عظیمی

کارشناس ارشد روان شناسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
error: